در روز ۲۰ حوت (اسفند) ۱۳۸۸ همايشي از سوي مجتمع آموزش عالي فقه با عنوان «اسلام و اصلاح الگوي مصرف» برگزار شد. در اين همايش مقالهاي تحت عنوان «مباني قرآني اصلاح الگوي مصرف» ارائه نموده بودم كه حايز رتبه اول گرديد. اينك خلاصهاي از آن را كه در همايش ارائه كردم، در معرض خوانش شما خوانندگان محترم قرار ميدهم:
«وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواما »(۱) «از خصایص مومنان است كه هنگام خرجكردن نه اسراف مىكنند و نه خِسّت مىورزند، بلكه ميان اين دو، راه اعتدال را مىگيرند».
تسلط گروه اندکی از موسسات و شرکتهای اقتصادی غولپیکر بر مراکز اقتصادی، سیاسی و رسانهای جهان، دنیا را به سرعت به سمت مصرفگرایی پیش میبرد. براساس گزارش منتشر شده از سوي "مؤسسه ورلدواچ" ميزان مصرف از سال ۱۹۵۰ ميلادي به بعد بيش از مصرف كل تاريخ حيات بشر تا آن زمان است.(۲)
طوفان مصرفگرایی برخاسته از اقتصاد سرمایهداری غرب، سراسر جهان و حتی کشورهای اسلامی را نیز درنوردیده است. سال ها پیش حضرت امام خميني(ره) با درک این قضیه، هشدار داد: "اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب و شرق شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباببازيها و اجناس مصرفي به سوي آنها سرازير است و همهي ملتها را آنچنان مصرفي بارآوردهاند كه گمان ميكنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها، زندگي نميتوان كرد" (۳)
مخاطرات و پيامدهاي منفي پديده مصرفگرایی، ضرورت بازنگري در الگوي مصرف كنوني كشورهاي اسلامي و بازگشت به الگوي مورد نظر اسلام را بيش از پيش نمايان ساخته است. براي اين منظور مراجعه به رهنمودهاي قرآني، مبانی و ارزشهای مطرح در آن و اصلاح الگوی مصرف براساس آنها، در درجه اول اهميت و ضرورت قرار دارد.
منظور از مباني قرآني، آن دسته از اصول، ارزشها و نگرشهاي پذيرفته شدهي قرآن است كه به رفتار انسان از جمله رفتار مصرفي او شكل و نظمي خاص ميبخشد. اين مباني ممكن است اصول اعتقادي باشد و يا هر مقولهي ارزشي ديگري كه از يكسو مورد تأكيد و سفارش قرآن است و از جانب ديگر با رفتار مصرفي انسان پيوند نزديكي دارد و در حقيقت الگوي خاصي از مصرف را پيشنهاد ميكند.
الگوي مصرف، متشكل از شكل مصرف (تركيب كالاهاي مصرفي) و سطح مصرف (ميزان كالاهاي مصرف شده) است.(۴) شكل مصرف در هر جامعه را شرایط مالی و آداب و رسوم، فرهنگ و ارزشهاي حاكم بر آن جامعه مشخص ميكند. سطح و ميزان مصرف نيز تابع درآمد و ارزش¬های مورد قبول در جامعه است و هر دو عنصر بسته به جوامع مختلف، متفاوت است.
اصول و ارزشهاي قرآني كه اصلاح الگوي مصرف مبتني بر آنها است، به دو بخش مباني عمومي و مباني اختصاصي قابل تقسيم است. مباني عمومي شامل آن دسته از اصولي ميشود كه ناظر به هر دو بعد الگوي مصرفاند، يعني هم به اصلاح تركيب و هم اصلاح سطح مصرف توجه دارند. مباني اختصاصي به ارزشهايي گفته ميشود كه تنها به پالايش يك عنصر از دو عنصر الگوي مصرف (شكل و سطح مصرف) نظر دارند.
تعدادي از آيات قرآن اصولي را مطرح ميكنند كه حفظ آنها در عرصهي مصرف، بدون رعايت تركيب خاصي از كالاهاي مصرفي و سطح معقولي از مصرف امكانپذير نيست. اين اصول هم شامل برخي از اصول اعتقادي از قبیل توحید و معاد ميشوند و هم شامل نگرشهاي منحصر به فرد قرآن به انسان، دنيا و امكانات آن از جمله ثروت و مالکیت آن. عمومي بودن اين مباني به اين جهت است كه هر دو عنصر تشكيلدهندهي الگوي مصرف را دربر ميگيرند.
برخي از آيات قرآن اشاره به ممنوعيت وجود كالاهاي خاص در سبد مصرفي انسانها دارد؛ یعنی ترکیب کالاهای موجود در سبد مصرفی را مشخص میکند. آیات مربوط به تحریم برخی کالاها و خدمات مصرفی ناظر به این بعد از الگوی مصرف است. برخي از آيات، به تعيين ميزان مصرف پرداخته است. آیات تأکیدکننده بر روابط برادری انسانها به ویژه مسلمانها، میانهروی، رعایت تناسب درآمد با مصرف، استقلال اقتصادی، دوری از اسراف، تبذیر و اتراف و مصرفگرایی، در این گروه قرار میگیرند.
از مجموع آياتي كه تحت عنوان مباني قرآني اصلاح الگوي مصرف دستهبندی شد، نتايج زير به دست ميآيد:
۱. اصول اساسيِ همچون توحيد و معاد و اصل خلافت و جانشيني انسان از خدا، زندگي و رفتار انسان را توأم با هدف و مسؤليتپذيري براي رسيدن به آن هدف ميسازد. اين هدفمندي و مسؤليتپذيري در حوزهي مصرف، پيروي از الگويي را ميطلبد كه انسان را در راستاي نيل به هدف ياري دهد. علاوه برآن، نگرش خاص قرآن به زندگي دنيا، ثروت و رابطهي انسان با دنيا و ثروت، با مصرف بيقاعده سازگاري ندارد و الگوي مصرفي خاصي را نيازمند است.
۲. ممنوعيت استفاده از برخي كالاها مانند كالاهايي كه به انسان ضرر ميرساند، برخي از مواد گوشتي و نوشيدنيهايي كه در قرآن به صراحت مطرح شده است، نشان ميدهد كه انسان در مصرف هر نوع كالايي رها و آزاد نيست و بايد ضابطهمند و كالاهاي مشخصي را مصرف كند و از الگوي مصرفيِ پيروي كند كه كالاهاي ممنوعه در آن وجود نداشته باشد.
۳. تأكيد قرآن بر رابطهي برادري انسانها، ميانهروي در مصرف، توجه به درآمد، استقلال اقتصادي و همچنين ممنوعيت اسراف، تبذير، اتراف و مصرفگرايي نشان ميدهد كه انسان در ميزان مصرف هم بايد از چارچوب خاصي پيروي كند و سطح مصرف خود را متناسب با درآمد و شرايط اقتصادي كشور و مردم خودش و خط قرمزهاي مصرف (اسراف، تبذير، اسراف و مصرفگرايي) تنظيم نمايد.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار
باتشکر
پاورقي:
۱. فرقان، آيه ۶۷
۲. جورج مونبيوت؛ آيا مصرف بيشتر، رضايتمندي بيشتر را به ارمغان ميآورد؟؛ ماهنامه سياحت غرب؛ شماره ۵۶؛ ص ۱۴
۳. تبيان آثار موضوعي (دفتر چهل و ششم)؛ اقتصاد در انديشه امام خميني؛ تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني؛ چاپ اول؛ ۱۳۸۷؛ ص ۴۹۹
۴. ملك محمدي، حميد رضا؛ بر لبهي پرتگاه مصرفگرايي؛ تهران: انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي؛ چاپ اول؛ ۱۳۸۱؛ صص ۲۶ و ۲۷
| نظر ها |
|


